صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( مترجم : محسن بيدارفر )
118
كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى )
قوت پذيرد و حركت و كوشش بيش شود ، و هرمقدار شوق قوت گيرد و حركت افزون شود معرفت كشف و آشكارى بيشترى پذيرد ، تا آنجا كه پايان حركت برين دايره به نقطهى آغازين آن رسد ، و درميان چيزى از عارف و معرفت باقى نماند ، و تنها همان معروف ماند . و مشتاق و شوقى نباشد و فقط مشتاق اليه بماند ، و سالك و سلوكى درميان نباشد و مقصود ماند و بس . اول عين آخر شود ، و نهان عين آشكار ، و وجود در موجود و معبود انحصار گيرد ، و شهود بر واقعيت هستى مطابق گردد ، تا وسوسههاى وهم گمراهساز و خيال خود گمراه نابود شود ، وسوسههائى كه موجب اثبات كثرت و دوئيت در واجب حق متعال مىگردند . فصل [ 2 ] عشق و شوق چگونهاند گواينكه گرفتاران غرقاب عالم اجسام ، و چراكنان در چراگاه چهارپايان صفت والاى عشقبازى را منكرند همچون گروهى كه خود را به علم كلام منتسب دانند ، ليكن انبياء و اولياء - كه درود خداوند بر آنان باد - و همچنين دانشمندانى كه از مزبلههاى نادانان فرارفتهاند آن را كعبهى آرزوها و قبلهى خواستها و غرض از جميع كردههاى خود قرار دادهاند . ازينروست كه در آيات و احاديث فراوانى ذكر محبت و عشق رفته است ، و كلمات دانشمندان و فضلاى مورد اعتماد ، و افراد صاحب بينش پر از توصيف عشّاق الهى است ، كسانى كه از خود بى خود گشته و مشتاق جمال رب العالمينند . و حكماى متأله - قدس الله انوارهم - گفتهاند كه محبت خدا در همهى موجودات - حتى جمادات و نباتات - سارى است ، و همچنين نظر دادهاند كه